<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ناکارآمدی تقسیم رباعی احادیث با توجه به کاستی‌های منابع رجالی</VernacularTitle>
			<FirstPage>3</FirstPage>
			<LastPage>32</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">52</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>نصیری</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;سنت به عنوان گسترده‌ترین منبع دین‌شناخت، که جزئیات و تفاصیل آموزه‌های دینی را در اختیار ما گذاشته است، جز در مواردی نادر از طریق اخبار آحاد به دست ما رسیده است و برای دستیابی به اطمینان صدور آنها از معصوم، می‌بایست به نشانه‌هایی تکیه کرد. در تقسیم رباعی احادیث که توسط سید بن طاوس و علامۀ حلی در سدۀ هفتم پیشنهاد شد، همۀ نشانه‌ها به سند احاله شده و در نتیجه، کار ارزش‌گذاری آنها عملاً بر دوش منابع رجال نهاده شد. از سوی دیگر، منابع رجالی با کاستی‌های مختلفی روبرو بوده و عملاً شمار زیادی از روایات در شمار ضعاف قرار گرفته‌اند. نگارنده در این مقاله در مرحلۀ نخست، گزارشی از سیر تاریخی تقسیم ثنائی و رباعی روایات را ارایه داده است و در مرحلۀ دوم، برای اثبات ناکارآمدی تقسیم رباعی به خاطر ابتنای آن بر منابع رجالی، سه کاستی منابع رجالی را مورد بررسی قرار داده که عبارتند از: 1. فقدان انگیزۀ جرح و تعدیل راویان در منابع رجالی؛ 2. عدم بازتاب شماری قابل توجه از راویان در منابع رجالی؛ 3. وجود اختلاف در مبانی نظری رجالیان. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقسیم ثنائی احادیث</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقسیم رباعی احادیث</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منابع رجالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جرح و تعدیل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مبانی کلامی رجالیان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_52_41c62ae64bfc673f15eaeb9052bd956c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر ویژگی‌های زمانه بر صدور، فهم و تبیین روایات</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>56</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">53</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>محققیان</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر و مدرس مرکز تخصصی علوم حدیث حوزه علمیه</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدکاظم</FirstName>
					<LastName>رحمان ستایش</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;دین اسلام به عنوان دین جاوید و آخرین دین الهی برای همۀ انسان&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;ها تا قیامت، قوانین ثابتی را پایه&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;گذاری کرده است؛ اما با نگاه دقیق به برخی مصادیق معلوم می&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;شود که تغییرات و متغیّرهای یک جامعه در دوران خاص، در بیان کیفیت آموزه&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;ها تأثیرگذار است و نمی&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;توان همۀ آن آموزه&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;ها را در همۀ زمان­ها جاری دانست. در اصطلاح، به قضایایی که سریان در همۀ زمان­ها دارند قضیۀ حقیقیه و به قضایای مختص، قضیۀ خارجیه اطلاق می&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;شود. تغییرهای فرهنگی، اقتصادی و علمی از نوع قضایای خارجیه هستند. آموزه&lt;/em&gt;‫&lt;em&gt;هایی مانند ابهام در میزان سنجش و یا ابهام حاصل شده در فهم مقصود بر اثر گذر زمان، در نگاه ابتدایی، موهم تأثیرپذیری از تغییرات زمانه هستند، ولی دقت در آنها گویای عمومیّت و حقیقیه بودن آن است. هدف این پژوهش، تبیین تأثیرگذاری تغییرات جامعه، در گذر زمان بر شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه روایات از یکدیگر است. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قضیۀ خارجیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قضیۀ حقیقیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قضیة فی واقعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فضای صدور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تغییر فرهنگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تأثیر زمان و مکان بر اجتهاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فقه الحدیث</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_53_03bbff1720017a3ddb98e80994bd4a1a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>پژوهشی دربایسته‌های راهبردی زندگی ایمانی، با تأکید بر حدیث «لایستکمل العبد حقیقة الایمان حتی...»</VernacularTitle>
			<FirstPage>57</FirstPage>
			<LastPage>78</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">54</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>میرزائی</LastName>
<Affiliation>استاد‌یار دانشگاه علوم اسلامی رضوی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;زندگی ایمانی نوعی کنش انتخابی، آگاهانه، حساب‌شده و شکیبانه‌ای است که بر اندیشۀ توحید استوار است. زندگی مذکور، دارای قواعد و آموزه‌های عملی&lt;/em&gt;&lt;em&gt;- &lt;/em&gt;&lt;em&gt;اخلاقی فراوانی است و به لحاظ اهمیت و ضرورت، هر یک دارای مراتب گوناگونند. مقالۀ تحلیلی پیش‌رو، که مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای است، پژوهشی در بایسته‌های راهبردی زندگی ایمانی در منابع روایی با تأکید بر روایت «لایستکمل العبد حقیقة الایمان...» است. بازکاوی مفاهیم موجود در روایت مذکور و تبیین روزآمد فرازهای آن، نشان می‌دهد که شناختِ بنیادین، اولین بایستۀ راهبردی زندگی ایمانی است که هدایت‌طلبی و عمل، نتیجۀ آن است. ساماندهی زمان، ابزار و امکانات زندگی و داشتن برنامۀ‌ زیست مادی و معنوی، دومین ضرورت راهبردی زندگی ایمانی در کلام نورانی معصومان&lt;/em&gt;&lt;em&gt; است. شکیبایی در زندگی دنیا در برابر انواع ناملایمات و حرکت به سوی هدف، سومین عنصر راهبردی زندگی ایمانی است. خلإ هر یک از موارد سه‌گانه، مانع بزرگی در رسیدن به زندگی مطلوب در پژوهش نگارنده است. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">راهبرد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زندگی ایمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقیقت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شناخت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برنامه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکیبایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_54_067b193569e6962ac89c41b4ec8f7b73.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی شیوه‌های اثبات استنادپذیری نهج‌البلاغه</VernacularTitle>
			<FirstPage>79</FirstPage>
			<LastPage>104</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">55</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>خیاط</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;نهج البلاغه سخنان نفیس و گهربار امیر مؤمنان علی&lt;/em&gt;&lt;em&gt; است. از زمان نگارش آن توسط سید رضی در نیمۀ دوم قرن چهارم، مورد توجه بسیار زیاد دانشمندان و عالمان حوزه‌های مختلف علوم اسلامی قرار گرفت. از این دریای معارف اهل&lt;/em&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;بیت&lt;/em&gt;&lt;em&gt;، شاید بیشترین بهره را ادیبان و متکلمان برده و از سوی دیگر، فقیهان و مخصوصاً پیشینیان از آن‌ها، کمتر به این کتاب ارزشمند در اثبات مطالب فقهی استناد کرده‌اند. گویا دلیل اساسی این بی‌مهری فقیهان به نهج&lt;/em&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;البلاغه آن است که سید رضی، سلسله سند را در نهج البلاغه حذف کرده، از این رو احادیث آن بنا بر اصطلاح حدیث پژوهان مرسل نامیده می­شود و در اثبات گزاره‌های فقهی قابل استناد نیست. &lt;/em&gt;
&lt;em&gt;اما سخن اینجاست که آیا نمی‌توان به شیوۀ دیگر، نهج البلاغه را از ارسال خارج کرد؟! آیا مگر تنها راه برای وثوق به صدور نهج البلاغه از طریق اتصال سند است و راه دیگری برای صحت استناد وجود ندارد؟ با بررسی‌های انجام شده به نظر می‌رسد راه یا راه‌های دیگری برای صحت استناد به آن به عنوان یکی از منابع فقه شیعه وجود دارد و در این پژوهش برآنیم که تمامی شیوه‌هایی را که در صحت استناد به نهج البلاغه گفته شده و یا می­تواند گفته شود، مورد بررسی قرار داده و و هر شیوه را ارزش‌گذاری نماییم و برای رسیدن به این مهم، به روش مطالعۀ کتابخانه‌ای، بیشتر منابع فقهی و یا غیر فقهی که امکان مطرح شدن موضوع در آن وجود داشته، مورد مطالعه قرار گرفته است. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_55_60e859416091f4bfc08fafccf292df71.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>جایگاه و نقش روایات در تفسیر اطیب البیان</VernacularTitle>
			<FirstPage>105</FirstPage>
			<LastPage>126</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جلال</FirstName>
					<LastName>مصطفایی اجلالیه</LastName>
<Affiliation>کارشناسی ارشد دانشگاه بین المللی امام خمینی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>داود</FirstName>
					<LastName>معماری</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;روایات پیامبر اکرم&lt;/em&gt;&lt;em&gt; و اهل بیت&lt;/em&gt;&lt;em&gt;، از مهم‌ترین منابع برای تفسیر قرآن مجید است، که با توجه به سابقه و کاربردش در عصر نبوی&lt;/em&gt;&lt;em&gt; و نزول وحی، می‌توان آن را قدیمی­ترین روش تفسیر آیات کریمۀ قرآن نامید. این پژوهش با روش توصیفی&lt;/em&gt;&lt;em&gt;-&lt;/em&gt;&lt;em&gt; تحلیلی و با بهره‌گیری از ابزار کتابخانه‌ای و منابع معتبر، به بیان جایگاه روایت و کارکردهای آن در تفسیر اطیب البیان خواهد پرداخت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که آیت اللّه سید عبدالحسین طیب، از مفسران معاصر در تفسیر گرانسنگ خود «اطیب البیان»، ضمن بهره‌گیری فراوان از روش اجتهادی و عقلی و روش تفسیر قرآن به قرآن، از نقش بی‌بدیل روایات برای فهم آیات کریمۀ قرآن غافل نبوده و در جای‌جای تفسیر اطیب البیان به مناسبت‌های گوناگون، از همۀ انواع روایات تفسیری، بهرۀ فراوان برده است. نقش و کارکرد روایات&lt;/em&gt; &lt;em&gt;در تبیین آیات می­تواند اشکال گوناگونی داشته باشد: «تفسیر عمومی آیه، روشن نمودن جزئیات آیات الاحکام، شرح و تفصیل آیات قصص، تبیین اسباب نزول آیات، تعیین مصادیق الفاظ مبهم، تبیین مکّی و مدنی آیات و سور، بیان معانی تأویلی و باطنی آیات و...».&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طیب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اطیب البیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایات تفسیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کارکرد تبیینی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_56_5c7e45fca0f27d72b4f7697fe0f4008a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>شخصیت رجالی سَماعة ‌بن مِهران حضرمی</VernacularTitle>
			<FirstPage>127</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">57</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی محمد</FirstName>
					<LastName>میرجلیلی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آیت الله حائری میبد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>رضایی هفتادر</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سمیرا</FirstName>
					<LastName>دهقان</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آیت الله حائری میبد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;در قرون اولیۀ اسلامی، مشکلاتی در ثبت و نگارش احادیث به وجود آمد و راویانی ضعیف، مجهول و کذّاب با اهدافی متفاوت، اقدام به نقل احادیث جعلی کردند و گاه راویان کم‌حافظه، روایات را به صورت صحیح نقل نمی‌کردند. ازاین‌رو در قرون بعدی، علم رجال توسط علمای اسلام تأسیس شد تا عهده‌دار بررسی حالات راویان در راستای صیانت از احادیث باشد. &lt;/em&gt;
&lt;em&gt;نوشتۀ حاضر به روش توصیفی&lt;/em&gt;&lt;em&gt;-&lt;/em&gt;&lt;em&gt; تحلیلی و با رویکرد روایی، در مقام شناسایی و معرفی یکی از راویان حدیث به نام سماعة بن مهران حضرمی است و در پی پاسخگویی به این سؤال است که وی در بین علمای علم رجال، از چه جایگاهی برخوردار است؟ هدف از این پژوهش، بررسی اعتبار احادیث منقول از سماعه می‌باشد. &lt;/em&gt;
&lt;em&gt;نتیجۀ مقاله نشان می‌دهد که سماعه، از محضر امام باقر&lt;/em&gt;&lt;em&gt;، امام صادق‌&lt;/em&gt;&lt;em&gt; و امام کاظم&lt;/em&gt;&lt;em&gt; تلمّذ نموده و فردی امامی، ثقه و مورد اعتماد بوده است. ازاین‌رو، احادیث وی قابل اعتماد می‌باشد. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم رجال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رجال‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سماعة‌‌ بن مهران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وثاقت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_57_1964f0e2c4c1b6a39194c836a67c9d74.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی تبدیل «إلی جدّکم» به «إلی أخیک» در زیارت جامعۀ کبیره</VernacularTitle>
			<FirstPage>145</FirstPage>
			<LastPage>162</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">58</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>نصرتی</LastName>
<Affiliation>استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;زیارت جامعۀ کبیره، از مهم‌ترین و معتبرترین زیارتنامه‌هایی است که هنگام زیارت هر یک از امامان معصوم&lt;/em&gt;&lt;em&gt; از دور یا نزدیک خوانده می‌شود. در مصادر و منابع این زیارتنامه وارد شده است که اگر برای امیر مؤمنان حضرت علی&lt;/em&gt;&lt;em&gt; خوانده شود، باید عبارت «وَإِلَى‏ جَدِّکُمْ‏ بُعِثَ‏ الرُّوحُ الْأَمِینُ» از زیارتنامه به «وَإِلَى أَخِیکَ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِین» تبدیل شود. این تبدیل در همۀ مصادر آن به جز «مزار کبیر» ابن مشهدی از علمای قرن ششم آمده است. حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا این فقره از زیارتنامه به تبدیل نیاز دارد؟ در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی &lt;/em&gt;&lt;em&gt;-&lt;/em&gt;&lt;em&gt; تحلیلی به این نتیجه رسیده‌ایم که عبارت «وَإِلَى‏ جَدِّکُمْ‏ بُعِثَ‏ الرُّوحُ الْأَمِینُ» از باب تغلیب شامل حضرت علی&lt;/em&gt;&lt;em&gt; می‌شود و به تبدیل نیاز ندارد و تبدیل یاد شده، توضیح راوی بوده که در متن زیارت افزوده شده و باعث ادراج در متن زیارتنامه گشته است و از آن جا که نقل «مزار کبیر» بدون ادراج است، بر همۀ نقل‌ها برتری دارد. &lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زیارت جامعۀ کبیره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبدیل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">«إلی جدّکم»</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">«إلی أخیک»</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تغلیب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_58_dd641edc60221ebfff98f021a84e78bd.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های حدیثی</JournalTitle>
				<Issn>2676-6361</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>فهرست</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>2</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">59</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">فهرست مقالات مجله آموزه های حدیثی شماره 2</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فهرست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آموزه ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاله</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hd.razavi.ac.ir/article_59_a7dd0f65c91ffafe56da7c21a195c232.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
